تبليغاتX
سمیرای تنها
سمیرای تنها
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386
تنهایی

"بسم الرب الحسين"

سلام به همه شما همراهان عزيزم. از اينکه باز هم بهم سر زديد ممنونم و شرمنده. اين دفعه هم يه ذره تأخير داشتم براي آپ کردن. کارهاي هر دو تا دانشگاهم وحشتناک زياد شده . اميدوارم باز هم تنهام نزاريد و برام دعا کنيد.

آپ اين دفعه هم چند تا شعر و جمله کوتاه هست که اميدوارم خوشتون بياد:

دل من باز گريست،

قلب من باز ترك خورد و شكست،

باز هنگام سفر بود و من از چشمانت مي خواندم

كه به آساني از اين شهر سفر خواهي كرد،

و از اين عشق گذر خواهي كرد،

ونخواهي فهميد،

بي تو اين باغ پر از پاييز است

سمیرای تنها

 

* اگه يه روزي فرشته ها بخوان تورو زودتر ببرن به اونا ميگم که از قديم ماهي رو با تنگش ميبرن!!

* مي دوني چرا خدا از هر چيزي 2 تا به ما آدما داده به جز بيني و دهان و قلب؟تا بگردي و واسه خودت يه هم نفس و يه هم زبون و يه هم دل پيدا کني

* هميشه آرزوهايت را ياد داشت کن... نه به خاطر اينکه خدا فراموش مي کند.. به خاطر اينکه فراموش مي کني آنچه امروز داري آرزوهاي ديروز توست

* گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟

سمیرای تنها

خوب در يادم هست

آسمان آبي بود

باد سردي به تماشا مي شد

برگ زردي رقصيدن گرفت

او از آن کوچه گذشت

دل من باز گرفت

راستی پيشاپيش يلدا رو هم تبريک می گم:

سمیرای تنها 

عمرتون 100 شب يلدا

دلتون قد يه دريا

توي اين شب هاي سرما

 يادتون هميشه با ما

******

روي گل شما به سرخي انار

شب شما به شيريني هندوانه

خندتون مانند پسته

و عمرتون به بلندي يلدا

شب يلدا مبارک

 

التماس دعا

يا علی

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سمیرای تنها در ساعت 15:47

< سمیرای تنها > Type Writer Status Bar