سلام بر تک تک رهگذر های عزیز سرزمین تنهاییم و سپاس به خاطر این همه ابراز محبتتون. این چند وقته خیلی سرم شلوغ بوده برای همین هم نتونستم مطلب خوب آماده کنم. چند تا متن که به نظرم قشنگ اومده رو براتون گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد








سر کلاس ادبيات معلم گفت:فعل رفتن رو صرف کن:رفتم ... رفتي ... رفت... ساکت مي شوم، مي خندم، ولي خنده ام تلخ مي شود. استاد داد مي زند:خوب بعد؟ ادامه بده . و من مي گويم:رفت .رفت..رفت.رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شاديم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من مي خندم و مي گويم : خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است...کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم









ديروز با يك دسته گل امده بود به ديدنم با يك نگاه مهربون همون نگاهي كه سالها آرزو شو داشتم و از من دريغ مي كيرد گريه كرد و گفت دلش برام تنگ شده ولي من فقط نگاهش كردم .. وقتي رفت سنگ قبرم از اشكش خيس شده بود









راستی یه سوال: اگه قرار باشه بین ۲ نفر یکی رو انتخاب کنی، اونی رو انتخاب می کنی که دوستت داره یا اونی رو که دوستش داری؟ جواباتونو برام تو قسمت کامنت بنویسید!!
التماس دعا
یاعلی ![]()
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سمیرای تنها در ساعت 18:20

