تبليغاتX
سمیرای تنها
سمیرای تنها
سه شنبه ششم شهریور 1386
بيا تا واژه زيباى انتظار را با تمام تلخى اش به كاممان شيرين گردانى

السلام عليك يا صاحب الزمان

میلاد نور مبارک

هنوزم انتظارم انتظار است    
هنوزم دل به سينه بي قرار است  
هنوزم خواب مي بينم به شبها 
همان مردي که براسبي سوار است   
همان مردي که آيد جمعه روزی    
واين پايان خوب انتظار است

كاش از آن سرزمينهاى دور، برايم از تو خبرى مى رسيد، كاش برايم پيامى مى آمد كه مولاى تو مهدى با هزار هزار، قافله عشق قصد ظهور دارد. من يك عاشق خسته ولى عاشق تر از هميشه، خاك پايت را طوطياى چشمانم خواهم كرد... آه از درد دورى و جدايى، مولايم مهدى جان! هر شب مرغ دلم در هواى كويت به پرواز در مى آيد تا دوباره شبهاى جمكران را در اتاق تنهايى خود به يادآورد و آرام به ياد تمام لحظات ناب اشك ريزد، آن هم اشك شوق كه تو را هزار هزار بار سبزتر از هميشه مى خواند. كاش بيايى و درد دلهاى تمام دل خستگان را شفا دهى، كاش بيايى و از غم غربت مادرت برايمان بگويى، كاش بيايى و قبر پنهان او را برايمان آشكار سازى، آقا جانم! تمام وجودم فداى تو فداى آن لحظه اى كه غريبانه سر خاك بقيع نشسته اى و آرام مى گريى تمام بود و نبودم فداى تو، فداى آن لحظه كه در كوچه هاى مدينه ره مى پيمايى.كاش مى توانستم چهره دل ربايت را ببينم و با تو راز دل گويم. مولاى من مى دانى چشم همه شيعيان در انتظار ظهورت است.اى سيد سبز پوش و اى عشق همه جهان، مولا جان! زمانى كه اين حديث و سخن زيباى شما را شنيدم پى بردم كه چقدر مهربانى و چقدر شيعيانت را دوست دارى آنجا كه فرمودى:

«اِنّا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكركم والا لنزل البلاء بكم»

ما در مراعات حال شما سستى نمى كنيم و ياد شما شيعيان را از خاطر نمى بريم و اگر غير از اين بود هرآينه بلاها بر شما فرود مى آمد.

اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سمیرای تنها در ساعت 20:52

< سمیرای تنها > Type Writer Status Bar