شنبه سی و یکم شهریور 1386
مرسی!!!
دوستای گلم سلام. امیدوارم نماز و روزه هاتون مورد درگاه خدا باشه. با دیدن تعداد کامنت های پست قبلی یه کم شوکه شدم. الان یه کم به زیادی تنها بودنم شک کردم
به هر حال از همتون ممنونم به خاطر تبریکاتون و امید وارم بتونم جبران کنم.
عزیزی
بهم تذکر داده بود که: چرا این همه نامحرم باید بیان جونم و قربونم برن برای شما؟؟؟ و شما تذکر ندید؟؟؟ دیدم حرفش کاملاْ منطقیه و حرف حق هم جواب نداره. برای همین هم از همه برادرهای بزرگواری که لطف می کنن و کامنت می زارن درخواست دارم که من رو زیاد مورد لطف قرار ندن و زیاد .... از همه ی دوستای گلم ممنونم و امیدوارم باز هم من رو تنها نزارید
راستی می خوام قالب وبلاگ رو عوض کنم. یه قالب قشنگ معرفی می کنید؟

ببخش اگر تو قصه مون دورنگ و نامرد نبودم
ببخش كه عاشقت بودم خسته و دلسرد نبودم
ببخش كه مثل تو نشد خيانتو ياد بگيرم
اگر كه گفتم به چشات بزار براتون بميرم
ببخش اگر تو گريه هام دورنگي ريا نبود
اگر كه دستام مثل تو با كسي آشنا نبود
ببخش اگر تو عشقمون كم نمي ذاشتم چيزي رو
ببخش كه يادم نمي ره اون روزهاي پاييزي رو
لياقت دستاي تو بيشتر از اين نبود عزيز

آرزويم اين است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق زياد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي، عاشق آن كه تو را ميخواهد، و به لبخند تو از خويش رها ميگردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه كه دلت ميخواهد

(کلیک کنید رو ادامه مطلب شعر های خوبی گذاشتم!!)
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : سمیرای تنها در ساعت 11:23
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
!!!happy birthday to me
دوستای گلم سلام 
اول: فرا رسیدن ماه مهمانی خدا، ماه رمضان رو تبریک می گم و امیدوارم منو از دعای خیرتون بی بهره نزارید. 
دوم: روز ۲۲ شهریور مصادف با اولین روز ماه خدا یه اتفاق افتاده اونم تولد یه بلاگر تنهاست. من وارد ۲۰سالگی می شم. 
خیلی خوشحالم که امسال تولدم توی اولین روز این ماه عزیزه. از خدا ممنونم که اجازه داد یه ماه رمضان دیگه رو ببینم. توی دنیای تنهاییم کسی نیست. بنا بر این مجبورم خودم این روز رو به خودم تبریک بگم. تنها تر از تنها تولدت مبارک
(بد دردیه درد بی کسی
)هر چند خدا اولین کسی هست که اولین کادوی تولد امسال رو بهم داده. 
خوب یه جشن کوچولو هم دارم. 
اول یه کم وبلاگ رو تزئین می کنم: 

حالا نوبت کیک تولده: ( دهنم آب افتاد)



حالا هم نوبت هدیه هااااااااااا

التماس دعا
یا علی 
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : سمیرای تنها در ساعت 20:50
سه شنبه ششم شهریور 1386
بيا تا واژه زيباى انتظار را با تمام تلخى اش به كاممان شيرين گردانى
السلام عليك يا صاحب الزمان
میلاد نور مبارک

هنوزم انتظارم انتظار است
هنوزم دل به سينه بي قرار است
هنوزم خواب مي بينم به شبها
همان مردي که براسبي سوار است
همان مردي که آيد جمعه روزی
واين پايان خوب انتظار است



كاش از آن سرزمينهاى دور، برايم از تو خبرى مى رسيد، كاش برايم پيامى مى آمد كه مولاى تو مهدى با هزار هزار، قافله عشق قصد ظهور دارد. من يك عاشق خسته ولى عاشق تر از هميشه، خاك پايت را طوطياى چشمانم خواهم كرد... آه از درد دورى و جدايى، مولايم مهدى جان! هر شب مرغ دلم در هواى كويت به پرواز در مى آيد تا دوباره شبهاى جمكران را در اتاق تنهايى خود به يادآورد و آرام به ياد تمام لحظات ناب اشك ريزد، آن هم اشك شوق كه تو را هزار هزار بار سبزتر از هميشه مى خواند. كاش بيايى و درد دلهاى تمام دل خستگان را شفا دهى، كاش بيايى و از غم غربت مادرت برايمان بگويى، كاش بيايى و قبر پنهان او را برايمان آشكار سازى، آقا جانم! تمام وجودم فداى تو فداى آن لحظه اى كه غريبانه سر خاك بقيع نشسته اى و آرام مى گريى تمام بود و نبودم فداى تو، فداى آن لحظه كه در كوچه هاى مدينه ره مى پيمايى.كاش مى توانستم چهره دل ربايت را ببينم و با تو راز دل گويم. مولاى من مى دانى چشم همه شيعيان در انتظار ظهورت است.اى سيد سبز پوش و اى عشق همه جهان، مولا جان! زمانى كه اين حديث و سخن زيباى شما را شنيدم پى بردم كه چقدر مهربانى و چقدر شيعيانت را دوست دارى آنجا كه فرمودى:
«اِنّا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكركم والا لنزل البلاء بكم»
ما در مراعات حال شما سستى نمى كنيم و ياد شما شيعيان را از خاطر نمى بريم و اگر غير از اين بود هرآينه بلاها بر شما فرود مى آمد.
اللهم عجل لولیک الفرج 
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : سمیرای تنها در ساعت 20:52