هيچ بادی نتوانست که پيغام مرا
پشت ديوار دل او ببرد
لا اقل روزی اگر پرسيد در مورد عشق
پس بگوييد به او
عشق همان بود که من
به تو می ورزيدم
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سمیرای تنها در ساعت 19:24
هيچ بادی نتوانست که پيغام مرا
پشت ديوار دل او ببرد
لا اقل روزی اگر پرسيد در مورد عشق
پس بگوييد به او
عشق همان بود که من
به تو می ورزيدم

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نيست
بین من و عشق تو فاصله ای نيست
گفتم کمی صبر کن گوش به من ده
گفتی که نه بايد بروم حوصله ای نيست
گفتم کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست
رفتی تو خدا پشتو پناهت ، به سلامت
بگذار بسوزد دل من، مسئله ای نيست ![]()

کاشکی یه روز ببینمت که دل سپردی به کسی ****
بشکندش تا بدونی چه سخته درد بی کسی ****
کاشکی فقط با یک نگاه تو دام اون اسیر بشی****
بخوای تو دامش بمونی پرت بده رها بشی****
کاشکی وقتی که میخوای دلتو پیشکشش کنی ****
اون دلتو بشکنه تو نتونی نفرینش کنی ****
کاشکی دوباره جون بدی به قلب من با نفسی ****
کاشکی به آخر برسه این لحظه های بی کسی ****
کاشکی درست زمونی که فکر میکنی اون مال توست ****
ببینی با کس دیگس خیال اون نصیب توست ****
کاشکی که با وفا بودی بامن مثل گذشته ها ****
دلم از عشق تو میگفت به جای این گلایه ها ****